سفرنامه 1
اولین سفر ملینا جون به کیش بود
که بدون بابایی و داداش بهنام بود بهنام که امتحان و درس داشت و بابایی هم به خاطر کارش نتونست بیاد انشالله سفرهای بعدی همه باهم میریم .اولین باری بود که بدون بهنام جون جایی میرفتم برا هردومون سخت بود ولی با خواهر و مامان مهربونم رفتیم و جای همه خالی خیلی خوش گذشت یه سفر مجردی با دو تا جغله ی بلا
. جزیره ی کیش خیلی دیدنی بود پیشنهاد میکنم هرکی تا حالا نرفته حتما یه بار بره ببینه. یه پیشنهاد دیگه :الان اکثر پکیجهای گشت کیش مثل دلفینها وکشتی و.....با شام هستن. تجربه به ما ثابت کرد که اگه پکیج با شام تهیه کنید از نظر اقتصادی به نفع شماست چون اگه همون غذا را در جایی دیگه بصورت آزاد تهیه کنید سه برابر شاید هم بیشتر براتون بیفته . پکیجهاتون رو هم بهتره از هتل تهیه کنید به غیرکشتی با موسیقی زنده چون اگه از هایپر تهیه کنید روش یه پکیج رایگان گشت دور جزیره هم میده ما هم چند تا جای دیدنی رو دیدیم اما به خاطر وقت کممون خیلی جاها رو هم ندیدیم .چند وقت بود دنبال پالتو میگشتم که خوشبختانه اونی که میخواستم اونجا پیدا کردم و خریدم واسه بهنام و شوشو هم کلی سوغاتی آ وردم خلاصه اکثر وقت ما واسه خرید گذشت حتی تا لحظه ی آخر که همه سوار اتوبوس بودن واسه رفتن به فرودگاه من و خواهرم داشتیم خرید میکردیم آخه منم تازه یادم افتاده بود که یه چیزه دیگه هم باید میخریدم
بیچاره مامانم چقدر حرص خورد و زنگ پشت زنگ که بیاید ماشین حرکت کرد وقتی اومدیم همسفریهامون میخندیدن
و میگفتی خانوما تا لحظه ی آخر ول کن نیستن و تا ته پولشون رو در نیارن خیالشون راحت نمیشه ![]()
در آخر از مامان عزیزم تشکر میکنم که وقتی خسته میشدیم یا ملینا رو بغل میکرد و یا ستایش رو با اینکه خودش هم خسته بود وپاش درد میکرد ملینا هم که قربونش برم یه قدم که راه میرفت فوری میگفت بغلم کن ![]()
راستی عروسکم 20 ماهه شد
. تو خودت نمره ی بیستی تو مثل هیچکسی نیستی

نمایی از هتلمون

عروسک خانوم در پاساژ پردیس


ورودی هتل


دختر خاله های شیطون بلا![]()


خانومی هوس شنا کرد و تا اومدم بخودم بیام دیدم وسط حوضچه هتل داره شنا میکنه ![]()
![]()






شهر تاریخی حریره

اینم کشتی یونانی که غروب دیدنی داره![]()
چونکه تعداد عکسا زیاد بودن بقیه ش رو تو پست بعدی میذارم فعلا بای تا بعد با عکسای جدید ![]()
![]()
زندگی قشنگ من و بابایی وقتی که داشت یکنواخت می شد خدا یکی از فرشته هاش را از آسمون کم کرد و بهنام عزیزم را به ما داد تا زندگی ما روز به روز قشنگ تر و شیرین تر بشه